یادی از طرح جلدهای فراموش شده (1)

یادی از طرح جلدهای فراموش شده (1)

سال­ها پیش در دوران نوجوانی مسیر مدرسه تا خانه را پیاده می­رفتم و پول­هایم را جمع می­کردم تا ماهی 400تومان شود و از کاست فروشی سر راه یک کاست موسیقی بخرم. یادش بخیر وارد فروشگاه که می­شدم مجذوب طرح­های روی جلد نوارها می­شدم. آن وقت­ها نمی­دانستم این­ها کار طراحان گرفیک است اما همیشه به دنبال رابطه طرح روی جلد نوار و موسیقی آن بودم. در آن روزگار اغلب موسیقی کلاسیک ایران را گوش می­کردم. گوشم پر بود از نوای تار و سه­تار لطفی و علیزاده و سنتور مشکاتیان و آواز محمدرضا شجریان… . کاست را که می خریدم تا خانه با طرح جلدش مغازله می­کردم. به خانه که می­رسیدم نوار را با آداب خاصی در ضبط صوت می­گذاشتم و جلد را باز می­کردم. نوار شروع به خواندن می­کرد و من در طرح جلد فرو می­رفتم؛ انگار دنبال چیزی می­گشتم. یک رابطه، رابطه­ای بین تجسم و صدا، طرح جلد و موسیقی­ای که از ضبط صوت بیرون می ­آمد.

آن روزها نواری با طرح جلد خاصش  توجهم را جلب کرد. یادم هست نوار را بخاطر طرح جلدش خریدم و نوازنده را نمی­شناختم. طرح جلد قسمتی از یکی از تصاویر شاهنامه بایسنقری بود با همان پرنده معروف، یک درخت پر شاخ و برگ سبز و یک درخت که تازه شکوفه زده و پرنده ای که در بالای درختان و آسمان آبی پرواز می­کرد. همه این­ها روی جلد بودند. پائین تصویر برش خورده بود و پرنده معروف دوباره در کادر پائین اما این بار سیاه و سفید در پرواز بود. انگار که سایه پرنده تصویر اصلی است. هیچ نشانی از طراح جلد در کاور وجود نداشت و فقط این عبارت به چشم می خورد: “تصویر روی جلد از شاهنامه بایسنقری”.اثر فوق­العاده­ای بود. موسیقی با طرح روی جلد نوار مطابقت زیادی داشت؛ که تکنوازی تار استاد داریوش طلائی بود و گه گاه با تنبک مجید خلج رنگ آمیزی خاصی می­شد.بنظرم سرتاسر موسیقی تصویر بود و رنگ­های مینیاتوری ایرانی، بخصوص قطعه اول کاست به نام سایه روشن – که نام نوار هم بود- همنشینی خاصی با طرح روی جلد داشت و مرا یاد این بیت مثنوی مولانا جلال­الدین می­انداخت:

“مرغ بر بالا پران و سایه­اش       می دود برخاک پران مرغ وش”.

بعدها وقتی انتشارات ماهور اثر را بر روی سی دی چاپ کرد کیفت صوتی موسیقی بالا رفت اما طرح جلدش را عوض کرد که کمی حالم گرفته شد. دیگر پرنده و درخت ها نبودند. لانه پرنده ای روی گوشی­های کوک تار بود و خبری از پرنده سایه روشن و رنگ­های شاهنامه بایسنقری نبود.

شعیب ابوالحسنی|خرداد 1389|تهران

نظرات بسته شده است.